غربت لاله ها
عصر، عصر غربت لاله هاست , اینجا کسی دیگر از شهیدان نمی گوید،
چفیه هاتان را به دست فراموشی سپردیم و وصیت نامه هایتان را نخوانده رها کردیم.
پلاکهایتان را که تا دیروز نشانی از شما بود امروز گمنام مانده است.
شاید اگر رنج آنها را می دیدیم درک می کردیم که چطور میشود یک عمر با درد زیست نمیدانم که
چرا کسی نپرسید چگونه خدا خرمشهر را آزاد کرد ؟؟؟!!!!!
ای شهیدان ما بعد از شما هیچ نکردیم.
آن ندای یا حسین (ع ) که ما را به کربلا نزدیک و نزدیکتر می کرد دیگر بگوش نمی رسد.
یادتان هست که گفتید سرخی خونمان را به سیاهی چادرتان به امانت می دهیم.
ما امانت دار خوبی نبودیم و خونتان را فرش راه رهگذران کردیم.
یادتان هست هنگامی کهگفتید : رفتیم تا آسمانی شویم و شما بمانید و بگوئید که بر یاران خمینی (ره ) چه گذشت.
رفتید ولی یادمان رفت که حتی یادمانتان را در یک هفته برگزار کنیم.
جایتان خالی اینجا عده ای فرهنگ شهادت را خشونت طلبی می نامند و شهید را خشونت طلب
وقتی حکایت شما را گفتیم فقط پچ پچی از سر تأسف سر دادند و رفتند تا صلح را در کتاب جنگ و صلح تولستوی جستجو کنند.
رفتند تا با نام شهید کیسه بدوزند ولی نفهمیدند که چطور بسیجیان،
همپای امامشان جام زهر را نوشیدند و چقدر سخت بود.
دیگر کسی نیست تا قلب رهبر امت را شاد کند.
عده ای مصلحت دیدند که مقابل توهین به اسلام و شهید سکوت کنند ولی ما مصلحت خویش را در خون رقم زدیم.
راست گفته اند:که بهشت را به بها میدهند نه به بهانه و ما
عمری است که بهانه بهشت را میگیریم.
آری بسیجیان !! میدانم که از آن روزی که تمام شهیدان را بدرقه کردید و برگشتید
ما ماندیم که نه یک هفته بلکه سالهای سال از آنان بگوییم.
چرا که خون آنان است که می تپد. و یادمان نرود که اگر امروز در آسایش زندگی می کنیم،
مدیون آنانیم
مدیون حماسه هایی که آنان آفریدند.
یادمان نرود که ما هنوز باید جواب بدهیم که
« بعد از شهدا چه کردیم ؟؟؟؟ »
چفیه هاتان را به دست فراموشی سپردیم و وصیت نامه هایتان را نخوانده رها کردیم.
پلاکهایتان را که تا دیروز نشانی از شما بود امروز گمنام مانده است.
شاید اگر رنج آنها را می دیدیم درک می کردیم که چطور میشود یک عمر با درد زیست نمیدانم که
چرا کسی نپرسید چگونه خدا خرمشهر را آزاد کرد ؟؟؟!!!!!
ای شهیدان ما بعد از شما هیچ نکردیم.
آن ندای یا حسین (ع ) که ما را به کربلا نزدیک و نزدیکتر می کرد دیگر بگوش نمی رسد.
یادتان هست که گفتید سرخی خونمان را به سیاهی چادرتان به امانت می دهیم.
ما امانت دار خوبی نبودیم و خونتان را فرش راه رهگذران کردیم.
یادتان هست هنگامی کهگفتید : رفتیم تا آسمانی شویم و شما بمانید و بگوئید که بر یاران خمینی (ره ) چه گذشت.
رفتید ولی یادمان رفت که حتی یادمانتان را در یک هفته برگزار کنیم.
جایتان خالی اینجا عده ای فرهنگ شهادت را خشونت طلبی می نامند و شهید را خشونت طلب
وقتی حکایت شما را گفتیم فقط پچ پچی از سر تأسف سر دادند و رفتند تا صلح را در کتاب جنگ و صلح تولستوی جستجو کنند.
رفتند تا با نام شهید کیسه بدوزند ولی نفهمیدند که چطور بسیجیان،
همپای امامشان جام زهر را نوشیدند و چقدر سخت بود.
دیگر کسی نیست تا قلب رهبر امت را شاد کند.
عده ای مصلحت دیدند که مقابل توهین به اسلام و شهید سکوت کنند ولی ما مصلحت خویش را در خون رقم زدیم.
راست گفته اند:که بهشت را به بها میدهند نه به بهانه و ما
عمری است که بهانه بهشت را میگیریم.
آری بسیجیان !! میدانم که از آن روزی که تمام شهیدان را بدرقه کردید و برگشتید
ما ماندیم که نه یک هفته بلکه سالهای سال از آنان بگوییم.
چرا که خون آنان است که می تپد. و یادمان نرود که اگر امروز در آسایش زندگی می کنیم،
مدیون آنانیم
مدیون حماسه هایی که آنان آفریدند.
یادمان نرود که ما هنوز باید جواب بدهیم که
« بعد از شهدا چه کردیم ؟؟؟؟ »
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی ۱۳۹۱ ساعت 9:20 توسط علیرضا سلطانی
|
چفیه یعنی باز گمنامی شهید