بسم رب الشهدا و الصدیقین

دلم را به آسمان ها می سپارم تا نوشته هایش را به تو نشان دهد تا شاید دفتر قلبم را ورق بزنی و گوشه ای از آن را بخوانی پس برایت می نویسم ، از دل غریب خود برایت می نویسم ، آری خیلی دلم می خواست با تو بودم در میان ابرها ، پیش خدا بودم نمی دانی که چقدر برایت دلتنگم، اشک هایم سرازیر است ای شهیدم، می خواهم با تو صحبت کنم اما با چه زبانی ؟!... با این زبانم که پر از گناه است؟نه نمی توانم! چگونه می شود مهمان آسمان باشم و با زبان زمینی خود صحبت کنم نمی دانم ، چه کنم ؟ پس با زبان کودکی ام برایت می نویسم چرا که به آسمان نزدیک تر است وقتی کوچکتر بودم، مادرم همیشه از تو می گفت ، از خوبی هایت، از نماز شب هایت، از وفاداری هایت و بالاخره از گذشت و ایثارت ...

من از تو فقط همین ها را به یادگار دارم هر صبح تصویر تو را می نگرم تا شاید تو هم به من نظری کنی . هر پنجشنبه عطر وجودت را حس می کنم اما چرا نمی بینمت ؟ چرا صورت پر نورت را برایم نمایان نمی کنی ؟ می دانم ، این تقصیر چشم های من است. آن قدر گناه کرده ام که این گناهان چون پرده ای روی چشم هایم شده اند و من تو را نمی بینم ای کاش دستم را می گرفتی تا این قدر احساس تنهایی نمی کردم . ای شهیدم ، تو اینک در آسمان ها ماه مجلس شده ای عین ستاره ها چه زیبا می درخشی خوش به حال آن شبی که تو به آن نور و آرامش می دهی . ای کاش من هم شب ها به جای خفتن در زمین در آسمان ها بودم و ای کاش ...


تاریخ تولد :1347
محل تولد : تبریز
تاریخ ومحل شهادت : 27/10/66 عملیات بیت المقدس 2

(( گوشه ای از زندگینامه شهید ))
شهیدعلیرضا حسین زاده در سال 1347 در یکی از محلات فقیر نشین شهر تبریز به نام ابراهیم خان چشم به جهان گشود . درهفت سالگی برای تحصیل وارد دبستان شهید بهزادی شد و با جدیت وموفقیت کامل دوره ابتدایی را پشت سر گذاشت .سپس وارد مدرسه راهنمایی قمر بی هاشم شد و هنگام شروع دوره تحصیلات راهنمایی اتفاقات بسیار سرنوشت سازی روی داد وآن آغاز انقلاب اسلامی ایران بود که با همت مردم شهید پرور منجر به سقوط رژیم پهلوی گردید. بعد از پایان دوره راهنمایی وارد دبیرستان حکمت شد ودر رشته بهداشت ادامه تحصیل داد .در تاریخ 18/3/64 برای اولین بار عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل شده و اولین بار در عملیات« قادر» و سپس در منطقه عملیاتی« فاو» و چندین بار دیگر نیز در شلمچه خونین حضور می یابد. ضمن حضور در جبهه ، انجمن اسلامی مدرسه را نیز با کمک دوستانش اداره می کرد . وی برای آخرین بار در تاریخ 21/10/66 عازم جبهه شد وبالاخره در عملیات «بیت المقدس 2»شرکت نموده ودر تاریخ 27/10/66 به آرزوی دیرینه اش رسیده وبه لقا ا... پیوست .

(( قسمتی از وصیت نامه شهید ))
به نام خدا، به نام کسی که ما را آفرید و از روحش بر کالبدمان دمید وجهانی شایسته را برا ی ما مزیّن نمود. ما پیروان مکتب محمد گشتیم واو رسالتش را به مقصود رسانده ومکتبی را کامل نموده که ما را در قلب سیاهی با حقیقتی به روشنی خورشید عجین کرد وآل او ادامه ی مسیر تکامل اسلام را عهده دار شد وحسین(ع) به عنوان نمونه و الگوبه جهان عرضه شد. نقطه ای بنام کربلا انتخاب وحماسه ای به نام عاشورا بر پانمود.کربلایی شد وکربلا آفرید، خدایی شد وعاشورا آفرید، ودرس چگونه زیستن را بر ما آموخت وما نیز با اقتدا بر حسین ،حسینی شده و امروزی دیگر می آفرینیم .دراین دنیای فانی با دستی خالی پا به میدان نهاده ام ،چیزی ندارم وقصدم نیز چیزی نیست جز خدا .اراده ام برای خداست ،ایثارم رضای خداست وجهادم برای خداست با این قصد واطاعت از امر امام پا به میدان نهاده ام .

((روحش شاد وراهش پر رهرو))