سوگ نامه شهادت
رفتند عاشقان خدا از دیار ما از حدخود گذشت غم بی شمار ما
دل هایمان به همره این کاروان برفت در ره بماند دیده امیدوار ما
یک عده یافتند مقصد و مقصود خویش احسرتا به سر نرسید انتظار ما
عمری پی وصال دویدیم و عاقبت اندر فراق سوخت دل داغدار ما
یاران ز قید و بند علایق رها شدند ماندیم و خاطرات کهن در کنار ما
افسوس روزگار شهادت به سر رسید سوز و گداز و آه و فغان شد نثار ما
دیگر تمام قافله ها کوچ کرده اند برجای مانده است تن زخمدار ما
شاعر: صمد قاسمپور
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم دی ۱۳۹۱ ساعت 10:35 توسط علیرضا سلطانی
|
چفیه یعنی باز گمنامی شهید